تنگه‌ای که جهان را به گروگان گرفته است — دیدگاه یک مهمان

تنگه‌ای که جهان را به گروگان گرفته است – دیدگاه یک مهمان ویژه

Strait of hormuz between iran and oman 

گاهی افراد، یا حتی دولت‌ها، چنان از یک «پیروزی» کوچک مست می‌شوند که فراموش می‌کنند جهان بسیار بزرگ‌تر از بن‌بستی است که خود ساخته‌اند. امروز در تهران، برخی گمان می‌کنند چون انگشتشان روی ماشه است و جریان نفت جهان را در تنگه هرمز به گروگان گرفته‌اند، تمام دنیا باید در برابرشان زانو بزند. آنان با اطمینان از «نظم جدید هرمز» سخن می‌گویند و تصور می‌کنند دوران مذاکره به پایان رسیده است—و اکنون زمان گرفتن باج و تحمیل شروط به کشتی‌های جهان فرا رسیده است.

اما تاریخ معلمی بی‌رحم است. بیایید به سال ۱۹۸۶ بازگردیم؛ به فاو. در آن روزها، وقتی فاو را تصرف کردیم، همان حس شکست‌ناپذیری چشمان ما را کور کرد. تصور می‌کردیم با گرفتن آن شبه‌جزیره، کلید پایان پیروزمندانه جنگ را در دست داریم. چنان از آن فتح مغرور شدیم که فراموش کردیم دشمن در حال بازسازی خود است؛ دیپلماسی را کنار گذاشتیم و همه‌چیز را به «میدان نبرد» سپردیم. نتیجه چه شد؟ در حالی که فرماندهان درگیر بازی‌های سیاسی بودند، فاو در یک چشم برهم‌زدن سقوط کرد. آن «پیروزی مطلق» به پیش‌درآمد نوشیدن همان جام زهر بدل شد که تلخی‌اش هنوز در گلوی تاریخ مانده است.

قمار قذافی را به یاد بیاورید! اگر فاو دور به نظر می‌رسد، به سرنوشت معمر قذافی در آوریل ۱۹۸۶ نگاه کنید. او نیز، همچون برخی امروز، دچار توهم و غرور شده بود؛ از تروریسم در اروپا حمایت می‌کرد و با ادعای مالکیت بر خلیج سرت، در پی کنترل شریان‌های دریایی جهان بود. قذافی می‌پنداشت جهان در برابر اقداماتش سکوت خواهد کرد، اما وقتی صبر جهان به پایان رسید، پاسخ دادند.

جنگنده‌ها از هزاران کیلومتر دورتر به پرواز درآمدند تا قلب مراکز فرماندهی و فرودگاه‌های لیبی در طرابلس و بنغازی را هدف قرار دهند. قذافی که گمان می‌کرد دژی نفوذناپذیر ساخته است، ناگهان خود را تنها زیر بارانی از بمب یافت. در آن روز، متحدانش او را رها کردند و ویرانه‌هایی برایش باقی ماند که لیبی را برای دهه‌ها به عقب راند.

امروز نیز داستان همان است. اینکه بتوانیم با پهپادها و موشک‌ها قیمت نفت را دستکاری کنیم، شاید یک «اهرم فشار» باشد، اما «حاکمیت جهانی» نیست. این نگاه را کسانی که با تاریخ آشنا هستند تقویت می‌کنند. برخی می‌گویند فناوری هسته‌ای و موشکی هرگز نتوانسته‌اند مانع تجاوز شوند. امنیت واقعی در رضایت مردم و تعامل با جهان است، نه در دیوارهای بتنی؛ و این مسیر به «باتلاقی» ختم می‌شود که نه‌تنها دشمن، بلکه خود ما را نیز در خود فرو می‌برد.

باید از روزی ترسید که جهان به این نتیجه برسد که این «پیچ شل» دیگر با سخن و دیپلماسی سفت نمی‌شود. نظم جهانی ممکن است برای مدتی به‌خاطر اقتصادش ما را تحمل کند، اما وقتی هویت خود را در خطر ببیند، عقب‌نشینی نخواهد کرد. وقتی اقدامات ما از سوی جهان به‌عنوان «راهزنی دریایی» تعبیر شود و همه—از شرق تا غرب—شریان حیاتی خود را در خطر ببینند، انزوایی در پی خواهد آمد که هیچ موشکی قادر به شکستن آن نیست.

کسانی که امروز خود را در مرکز جهان می‌بینند باید بدانند که گذرگاه‌های طبیعی ملک خصوصی هیچ‌کس نیست. تاریخ نشان داده است هرگاه غرور یک پیروزی موقت چشم واقع‌بینی را کور کند، سقوطی سنگین در پیش است. بستن تنگه شاید دشوار باشد، اما برای جهان، بازگشایی آن ناممکن نیست. خطر بزرگ این است که ما، مانند کسانی که از قذافی حمایت کردند، آن‌قدر در توهم این قدرت غرق شویم که وقتی به خود می‌آییم، ببینیم در قمار این «گروگان‌گیری» همه زیرساخت‌ها و ریشه‌های خود را از دست داده‌ایم.

فاو یک‌بار سقوط کرد و طرابلس یک‌بار سوخت. نگذاریم هرمز سقوط نهایی ما باشد.

  

Comments

Popular posts from this blog

Mohsen Fakhrizadeh in HD

New sanctions, same old SPND

Iran's Yellowcake Submarine is back on the cards

AMAD Man of the Month: SPND's Ahmad Haghighat Talab (احمد حقیقت طلب)

Amad Men: Mohammad Mehdi Tehranchi

The giant steel balls of Saeed Borji

Mohsen Fakhrizadeh creeps into the limelight

شرکای جرم

Heavy Metal in Tehran

Sadra Cognitive Research Center: where SPND gets their freak on