جنگهای نیابتی – عروسکهای خیمهشببازی کماهمیت و دستوپاچلفتیِ سپاه پاسداران
جنگهای نیابتی
– عروسکهای کمتر شناختهشده و نهچندان
کاربلد سپاه
در حالی که جنگ علیه ایران ادامه دارد، متحدان شیعه جمهوری اسلامی هم تصمیم گرفتهاند وارد ماجرا شوند.
گروههای شبهنظامی همسو با ایران در عراق و یمن، در واکنش به حملات علیه تهران، دست به حمله به زیرساختهای منطقه زدهاند.
(عزاداریشان برای از دست دادن آیتالله خامنهای تقریباً شبیه عزاداری ما برای نابودی مونتاژهای کپیپیستی ساختهشده با مایکروسافت پینت است. انگار دوران تازهای برای طراحیهای گرافیکی ردلاین شروع شده؛ فقط کافی است ما را «هوشمصنوعیالله» صدا بزنید!)
در تهران، حالا که میانهروها کنار زده شدهاند، سپاه پاسداران کنترل آن چیزی را که از ساختار فرماندهی نظامی باقی مانده به دست گرفته است. اما خود سپاه هم درگیر دفاع از خاک ایران است و دستش حسابی پر شده.
این وسط، دوستان دردسرسازش در عراق و یمن هم باقی ماندهاند. حتی در بهترین شرایط هم سپاه برای کنترل این متحدان سرکش مشکل داشته است. این گروههای شبهنظامی قبل از هر چیز بازیگران سیاسی هستند؛ باید حامیان داخلی خود را راضی نگه دارند، حقوق نیروهایشان را تأمین کنند یا نکنند، و همیشه منافع محلی را به دستورهای صادرشده از دور ترجیح میدهند. چیزی که به اسم «محور مقاومت» شناخته میشود، در عمل بیشتر یک همکاری از روی مصلحت است تا یک اتحاد واقعی.
برای تهران، هماهنگ نگه داشتن این محور همیشه کار سختی بوده است. حالا هم با جنگ فعلی، این محور بیشتر شبیه یک چوبلباسی خمشده شده تا یک محور واقعی. اوضاع بین سپاه و رفقایش در خارج از کشور چندان خوب نیست.
دلایلش هم روشن است. اول اینکه سپاه عملاً در مخفیگاه گیر افتاده. آنها نمیتوانند بهراحتی با نیروهای نیابتی خود تماس بگیرند، چون هر سیگنال تلفنی ممکن است توجه پهپادهای در حال گشت را جلب کند. تصور کنید هماهنگ کردن استراتژی و تاکتیکها، حفظ زنجیرههای تأمین یا حتی انتقال پول چقدر دشوار شده وقتی هر تماس ممکن است بلافاصله به حمله پهپادی منجر شود.
دلیل دوم این است که محور مقاومت همیشه در آستانه از هم پاشیدن بوده است. رهبران گروههای همسو با ایران در عراق ـ احمد الحمیداوی، اکرم الکعبی و قیس الخزعلی ـ رقبای سرسخت یکدیگرند، برای قدرت سیاسی میجنگند و تا جایی که ممکن است از مفهوم «دوستی» فاصله دارند. حوثیهای یمن هم عملاً در دنیای دیگری هستند و رهبرشان، عبدالملک الحوثی، به دلیل ترس دائمی از ترور توسط دشمنان متعددش تقریباً دستنیافتنی است.
لیل سوم هم این است که این گروهها کمی عجیبوغریب هستند. حرکة النجبا و رهبر همیشه مرتب و بدون چروکش، اکرم الکعبی، ظاهراً بیش از حد روی مدل مو و ریش تمرکز دارند. کافی است نگاهی به تصویر بالای صفحه توییترشان بیندازید
در همین حال، کتائب حزبالله انگار هنوز در دهه ۹۰ میلادی گیر کرده است؛ هم با وبسایت dot.meاش و هم با فتوشاپهایی که واقعاً فاجعهاند. همهچیز شبیه جلد جلو و پشت یک بازی فوقالعاده بدِ پلیاستیشن ۱ به نظر میرسد.
در مورد عصائب اهل الحق هم باید یک دستی برایشان زد؛ دستکم وبسایتشان انگار قبول دارد که زنها هم وجود دارند و چند نفر از نمایندگان زن وابسته به این گروه را برجسته میکند. میشود حدس زد که این میزان از پیشرو بودنِ نسبی احتمالاً چندان به مذاق حرکة النجبا یا کتائب حزبالله خوش نمیآید.
اما حوثیها... خب، شاید اگر بهجای رنگ کردن موشکهایشان، وقت بیشتری صرف آموزش جوشکاری و مونتاژ میکردند، تعداد بیشتری از موشکهایشان به هدف میخورد. (فقط کافی است به کیفیت افتضاح جوشها و پرداخت سطحی در تصویر زیر نگاه کنید؛ واقعاً آدم را خجالتزده میکند!) ظاهراً بیشتر از اینکه نگران عملکرد موشک باشند، حواسشان به این است که کلاهکهای موشک را طوری رنگ کنند که انگار یاسر عرفات داخل یک بستنی قیفی شفاف گیر افتاده باشد.
فقط میتوان تصور کرد که این اشتباهات در تهران چطور دیده میشود؛ البته توسط آنهایی که هنوز زندهاند و فرصت دیدن این اتفاقات را دارند. افرادی مثل احمد وحیدی سالها برای ساختن شبکهای از نیروهای نیابتی خارجی تلاش کردهاند و حالا که زمان حساس فرا رسیده، این شبکه تقریباً به اندازه سیستم هدایت موشکهای حوثی قابل اعتماد از آب درآمده است.
در هر صورت، دنبال یک واکنش کاملاً هماهنگ از این گروهها نباشید. احتمالاً بیشتر شاهد اشتباهات، درگیریهای داخلی و واکنشهای عصبی در تهران خواهید بود؛ در حالی که محور مقاومت روزبهروز بیشتر از کنترل خارج میشود.
Comments
Post a Comment